خانه / پیشنهاد سردبیر / نقش محوری تحول دیجیتال در کسب وکارها
نقش تحول دیجیتال در کسب وکار

نقش محوری تحول دیجیتال در کسب وکارها

نویسندگان : مرتضی محمودیان فرد – دکتر محمد ملکی نیا

تحول دیجیتالی با از بین بردن موانع بین افراد و مشاغل مختلف و همچنین موارد دیگر،کسب و کارها را در هر صنعتی دستخوش تغییر و تحول می‌کند. پس از عبور از این موانع کسب‌وکارها قادر به ایجاد محصولات و خدمات جدید و یافتن راه‌های کارآمدتر برای انجام اموv تجارت خود هستند.

در این مقاله به بررسی سطح بلوغ دیجیتالی سازمان و آمادگی برای پذیرش تحول دیجیتالی در آن تلاش شده است. تحول دیجیتالی یک پدیده نوظهور است و هیچ سازمانی را نمی‌توان یافت که هنوز به مرحله بلوع نهایی رسیده باشد.

مقدمه

تحول دیجیتالی با از بین بردن موانع بین افراد و مشاغل مختلف و همچنین موارد دیگر،کسب و کارها را در هر صنعتی دستخوش تغییر و تحول می‌کند. پس از عبور از این موانع کسب‌وکارها قادر به ایجاد محصولات و خدمات جدید و یافتن راه‌های کارآمدتر برای انجام امو تجارت خود هستند.

این نوآوری‌ها در تمامی سازمان‌ها و در هر صنعتی با شیوه‌های مختلف رخ می‌دهد، اما همه آنها در توانایی تغییر فرآیند مدل های کسب وکار، توانمندسازی کارایی، نوآوری نیروی کار و شخصی‌سازی تجربیات مشتریان، با هم اشتراک دارند. برای انجام این کارها، شرکت‌ها به یک پلتفرم کسب وکار دیجیتالی نیاز دارند که به‌وسیله فناوری، فعال و نتیجه‌گرا باشد. تحول دیجیتالی در کسب وکارها همان کاربرد فناوری برای ساخت مدل‌های تجاری، فرآیندها، نرم افزارها و سیستم‌های جدید است که منجر به درآمد پرسودتر و مزیت رقابتی بیشتر همراه با کارآیی بالاتر می‌شود. در اصل، کسب وکارها با تغییر فرآیندها و مدل‌های کسب وکار به توانمندسازی کارایی و نوآوری نیروی کار و شخصی‌سازی تجربیات مشتری دست پیدا می‌کنند. در این مقاله به بررسی سطح بلوغ دیجیتالی سازمان و آمادگی برای پذیرش تحول دیجیتالی در آن تلاش شده است. تحول دیجیتالی یک پدیده نوظهور است و هیچ سازمانی را نمی‌توان یافت که هنوز به مرحله بلوع نهایی رسیده باشد.

دانلود فایل PDF و مشاهده عناوین ماهنامه ” اقتصاد دیجیتال” شماره ۱۸، اسفندماه۱۴۰۰

استراتژی قبل از تکنولوژی است

فناوری‌های دیجیتال شامل فناوری های اجتماعی، موبایل، تجزیه و تحلیل و ابر، بر سازمان ها و بیشتر حوزه‌های فعالیت نیروی انسانی تأثیر می‌گذارند. سازمان‌ها باید این فناوری‌های دیجیتال و قابلیت‌های آن‌ها را برای تغییر فرآیندها، جذب استعدادها و هدایت مدل‌های کسب وکار جدید برای رقابت و تلاش در دنیای دیجیتال ادغام کنند.

تغییرسازمانی زمانی اتفاق می‌افتد که یک شرکت از وضعیت فعلی خود به وضعیت مطلوب آینده منتقل می‌شود. مدیرت تغییر سازمان، در اصل فرآیند برنامه‌ریزی و اجرای تغییرات در سازمان‌ها را عهده‌دار است که در چنین مواردی، از طرفی، تلاش برای تغییر مانند روشی برای به حداقل رساندن مقاومت کارکنان و همچنین به حداقل رساندن هزینه‌های سازمان و از طرفی دیگر به حداکثر رساندن اثر بخشی و سودآوری سازمان است.

تحول دیجیتالی در کسب وکار، ادغام تمام فناوری‌های دیجیتالی جدید در همه حوزه‌های تجاری است که منجر به تغییر اساسی در نحوه کار سازمان می‌شود . این بدین منظور نیست که تحول دیجیتالی سازمان، صرفاً به استفاده هرچه بیشتر از فناوری‌های روز دنیا تعریف می‌شود بلکه نیاز به یک استراتژی است که چشم اندازی روشن برای توسعه شرکت تجاری داشته که با استفاده از امکانات نامحدود این فناوری‌های مرتبط با آن استراتژی برگزیده، حمایت شود.

تحول دیجیتالی موفق به مهندسی مجدد و بهینه‌سازی فرآیندهای کسب وکار به مناسب‌ترین روش برای تحقق اهداف استراتژی نیاز دارد. تحول دیجیتالی در کسب و کارها و شرکت‌های مختلف، متفاوت بوده و به‌نظر می‌رسد طراحی یک استراتژی مشترک برای همه آنها دشوار و حتی می‌توان گفت غیرممکن است. بدون استراتژی لازم، بسیاری از شرکت ها به جای مشتری، به اشتباه بر فناوری متمرکز هستند.

لازم است تغییرات سازمانی، فناوری و ادغام داده‌ها برای دستیابی به تحول دیجیتالی موفق در زمینه کسب وکار، به‌طور مساوی مورد توجه قرار گیرند. سازمان‌ها باید از استراتژی، فرهنگ نوآوری و رهبری مدرن با هم استفاده کنند تا بتوانند از پتانسیل تحول دیجیتالی در کسب و کارشان بهره‌مند شوند. اهداف استراتژی دیجیتالی سازمان شامل افزایش کارایی، تغییر کسب وکار و بهبود نوآوری، مشتری و تصمیم‌گیری است.

هر سازمان با داشتن استراتژی‌ای که تمام اهداف بالا را محقق کند، در مقایسه با سایر رقبای خود مبتکر است. تحول کسب وکار دیجیتالی تنها زمانی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد که یک استراتژی و رهبری مناسب داشته باشد. برای اجرای تحول دیجیتالی که به استراتژی، رهبری و فرهنگ سازمانی مربوط می‌شود، تغییرات تحول آفرین مورد نیاز است. تحقیقات فرآیند کسب وکار نشان داده که کسب وکارهایی که مبتنی بر دیجیتال موفق هستند، یک استراتژی واضح و مشخص و مدیریت ارشد تغییرپذیر، مشارکت کارکنان با انگیزه در فرآیند و تمرکز بر تغییر نیازها و علایق مشتری را دارند و به تمامی اصول آن نیز متعهد هستند. یکی از رویکردهای کاوش در تحول دیجیتالی، گروه‌بندی تغییرات در سه حوزه است: رفتار مصرف کننده، فرآیندهای کسب وکار و مدل‌های کسب وکار

تحول تجارب مصرف‌کننده در استفاده از محصولات و خدمات سازمان، شامل مطالعه عمیق بخش‌های بازار و رفتار آن‌ها در فضای بازاریابی، رفتار و وفاداری مصرف کننده، ارتباط تعاملی با مشتریان در فرآیند فروش و نقاط تماس بین سازمان و مشتریان می‌شود. تحول در فرآیندهای تجاری سازمان، بخش تحقیق و توسعه سازمان و فرآیندهای تولید و توزیع را پوشش می‌‍‌دهد. فناوری‌های دیجیتالی همچنین ظرفیت افراد را برای کار درسطوح مختلف در حوزه های عملکردی مختلف مشخص می سازد. افزایش کار از راه دور در خانه کارکنان، تصمیم‌گیری براساس داده‌های واقعی ارتباط با مشتری به سرعت بخشیدن به تصمیم‌گیری در مورد در دسترس بودن تولید در واحدهای تولیدی مختلف کمک می‌کند. تغییر مدل کسب‌وکار از طریق اصلاح کسب وکار دیجیتالی و جهانی شدن آن انجام می‌شود. این فرآیندها با افزودن محتوای دیجیتالی به محصولات و خدمات خود و معرفی راه‌حل‌های دیجیتالی جدید صورت می‌گیرد. تحول کسب وکار دیجیتالی به عنوان مجموعه‌ای از ۷ عنصر در نظر گرفته می‌شود: مدل کسب وکار، ساختار سازمانی، مهارت‌های دیجیتالی کارکنان، دیجیتالی شدن فرآیندهای کسب وکار، زیرساخت فناوری اطلاعات، دیجیتالی شدن محصولات یا خدمات، کانال‌های دیجیتال برای تعامل با مشتریان.

تغییرات سریع در محیط دیجیتال مستلزم کوتاه شدن زمان برنامه‌ریزی استراتژیک و تدوین برنامه‌ریزی سالانه، مدیریت دقیق داده‌های موجود، درک نیاز به تغییر مستمر، مدیریت غیرمتمرکز و غیره است.

۱- تحول دیجیتالی شرکت های تولیدی

در برخی از بخش‌ها، تحول دیجیتالی عمدتا ًشامل فرآیندهای تولید می‌شود. این موضوع به ویژه برای شرکت‌های تولیدی معمول است و کاهش هزینه‌ها با دیجیتالی کردن فرآیندهای توسعه، آزمایش و تولید محصولات جدید از اهمیت بالایی برخوردار است. برنامه‌ها برای بهبود فرآیندهای تولید و ارتباطات داخلی کارکنان مهم‌تر ازتعامل با مشتریانی هستند که عمدتا ًدر شرکت‌های تولیدی کاربر نهایی ( مصرف کننده ) نیستند.

پایگاه‌های داده بزرگ و پردازش اطلاعات، بیشتر برتولید متمرکز هستند. دیجیتالی شدن فرآیندهای تولید، علاوه بر گشایش فرصت‌های زیادی را برای گسترش تجارت و جهانی شدن، در بخش‌های اقتصاد سنتی نیز ایجاد فرصت فزاینده فراهم می‌کند.

زنجیره ارزش سنتی این صنعت از تولیدکنندگان تجهیزات اصلی، تأمین کنندگان، خرده فروشان، بازار و خدمات پس از فروش توسط شرکت‌های جدید و هوشمند دیجیتالی در زنجیره ارزش موجود و توسعه یافته تغییر یافته و فناوری‌های جدید، نوآوری‌های مدل کسب وکار را پیش برده است و زنجیره ارزش استاندارد در ارائه محصولات و خدمات جدید به مصرف کننده را به چالش کشیده و گسترش داده است.

روندهای دیجیتال منجر به ارتباط فزاینده ورودی‌های جدید در بخش‌های سنتی و ایجاد بخش‌های جدید شده است. سرعت این تحول توسط پیشرفت‌های فناوری ارتباطات، تغییر در رفتار مصرف کننده، ظهور مدل‌های تجاری جدید و روندهای محیطی و شیوه های نظارتی کنترل می‌شود. تأثیراین تحول بیشتر در مرحله پس از فروش زنجیره ارزش دیده شده است.

با این حال، تحول دیجیتالی تأثیر قابل توجهی بر تحقیق و توسعه، تدارکات، مونتاژ، بازاریابی و فروش دارد. در بخش قطعات،۱۰ تا ۱۵ درصد از کل درآمد جهانی تا سال ۲۰۲۵ به صورت آنلاین انجام می‌شود و برای خرده فروشی قطعات و خدمات، چین جذاب‌ترین بازار برای رشد درآمد دیجیتالی خواهد بود. توانایی مدیریت و ایمن‌سازی داده‌های مصرف‌کننده، چالشی است که اکثر صنایع در دنیای دیجیتالی با آن مواجه هستند. مدیران در این صنعت همچنین باید به انتظارات اساسی مصرف‌کنندگان در مورد امنیت و حریم خصوصی داده‌ها پاسخ دهند. تحول دیجیتالی مستلزم تجزیه و تحلیل عمیق از وضعیت فعلی فرآیندهای کسب و کار و مدل کسب وکار در سازمان است .

فرآیند تجزیه و تحلیل قبل از توسعه انجام می‌پذیرد. استراتژی تحول دیجیتالی در بخش دانش تحلیل‌شناسی باید به سؤالاتی پاسخ دهدکه در چندین حوزه گروه‌بندی شده‌اند:

· نگرش تحول دیجیتالی:

– مدیریت پشتیبانی برای استراتژی کسب وکار دیجیتالی به چه صورت است؟
– میزان استفاده از فناوری‌های دیجیتال در کار کارکنان؟- میزان استفاده از کانال های ارتباطی دیجیتال؟

• زیرساخت دیجیتال:

ابزارهای دیجیتالی که نیازهای مشتری و فرآیندهای داخلی را برآورده می کنند، چیستند؟

 سرمایه‌گذاری در راه‌حل‌های دیجیتال:

چه منابعی را می‌توان به فرآیندهای تحول دیجیتال اختصاص داد؟

• دانش یا منطق تحلیل شناسی باید بر روی تعدادی از حوزه‌های کلیدی متمرکزشود:

کاربران، تأمین کنندگان و شرکا، سرمایه گذاران،کارکنان سازمان و رهبری سازمان. دانش تحلیل شناسی باید نشان دهد که چگونه دیجیتالی شدن یک سازمان ارزش بیشتری را برای مصرف کنندگان ایجاد می‌کند؟
چگونه به روابط سرمایه‌گذار کمک می‌کند؟ چگونه تعامل با شرکا را افزایش می‌دهد؟
چگونه فرهنگ شرکت را تغییر می‌دهد؟ چگونه تغییری در سازمان و فرآیند به تحول دیجیتالی مؤثر منتج می‌شود؟
تحول دیجیتالی همچنین شامل ارائه خدمات با همان کیفیت بالا از طریق تمامی کانال‌های دسترسی در هر زمان با استفاده از خدمات ابری و برنامه‌های کاربردی تلفن همراه است.

۲- جنبه‌های فناوری تحول دیجیتالی در کسب و کار

۲-۱- پردازش ابری :

مدلی برای فعال کردن دسترسی راحت و براساس تقاضا به شبکه به یک مجموعه مشترک از منابع محاسباتی قابل تنظیم (به عنوان مثال، شبکه ها، سرورها،ذخیره سازی، برنامه ها و سرویس ها) است که می تواند به سرعت تهیه و با کمترین تلاش مدیریتی یا تعامل با ارائه‌دهنده خدمات عرضه شود.

۲-۱-۱ مدل ابری در دسترس بودن را ارتقا می‌دهد و از پنج ویژگی اساسی تشکیل شده است :

  •  سلف سرویس بر حسب تقاضا
  •  دسترسی گسترده به شبکه  
  • تجمیع منابع
  •  کشش سریع  
  • خدمات اندازه‌گیری شده

-۲-۱-۲ سه مدل خدمات پردازش ابری عبارتند از :

  •  نرم افزارابری به عنوان سرویس SaaS
  •  بستر ابری به عنوان سرویسPaaS
  •  زیرساخت ابری به عنوان سرویسIaaS

چهار مدل استقرار فضای ابر:

  •  ابر خصوصی
  •  ابر جامعه
  •  ابر عمومی  
  • ابر ترکیبی

۲-۱-۳ فناوری های کلیدی فعال‌کننده عبارتند از:

  •  (الف) شبکه‌های سریع و گسترده
  •  (ب) کامپیوترهای سرور قدرتمند و ارزان
  •  ج) کارایی بالای خدمات ابری و مجازی سازی به جای استفاده از سخت افزار کالا به صورت جداگانه

رایانش ابری یک فناوری جدید برای شرکت‌ها است. شرکت‌ها در تمام بازارهای عمودی و اندازه شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای به خدمات ابر عمومی متکی خواهند شد.

با این حال برخی از تفاوت‌ها اعمال خواهد شد. شرکت «هایبزرگ» (بیش از ۲۵۰ کارمند)، که در حال حاضر بیش از۸۰ درصد از هزینه‌های فعلی ابر را تشکیل می‌دهند، به سرمایه‌گذاری بیشتر از شرکت‌های کوچک و متوسط ادامه خواهند داد. در میان شرکت‌های کوچک و متوسط، شرکت‌های بزرگتر (با ۱۰۰ تا ۲۴۹ کارمند) انتظار می‌رود که هزینه‌ها را سریع‌تر از شرکت‌های کوچکتر افزایش دهند.

۲-۱-۴ مزایای استفاده کسب و کار از رایانش ابری:

• هزینه‌های قابل پیش بینی: خدمات ابری معمولا ًبه صورت ماهانه یا بر اساس استفاده با هزینه‌های اولیه کم یا بدون هزینه پرداخت می‌شوند. این بدان معناست که به جای سرمایه‌گذاری اولیه قابل توجه، فناوری یا خدمات توسط هزینه‌های عملیاتی موجود خریداری می‌شود.

 کاهش هزینه کل : مزایای خدمات ابری ناشی از صرفه جویی در مقیاس که یک ارائه دهنده خدمات می‌تواند به دست آورد.

• دسترسی به بهترین فناوری: خدمات ابری، سازمان هارا قادر می‌سازد تا از بهترین فناوری‌ها، بدون پرداخت هزینه‌های اولیه، بهره مند شوند.

• شارژ در حال استفاده : در مدل خدمات ابری، سازمان ها برای صرفه جویی در هزینه‌ها، به جای پرداخت هزینه‌های واقعی به اندازه استفاده از خدمات ابری، شارژ پرداخت می‌کنند. درچند سال اخیر، فناوری‌های ابری به سرعت در حال توسعه بوده‌اند و پیش بینی‌ها نشان می‌دهد که این روند همچنان ادامه خواهد داشت، زیرا ابزاری برای بهره‌وری بهینه منابع فراهم می‌کند. تمرکز بر امنیت و مدیریت خدمات ادامه خواهد داشت.

پیش‌بینی‌های تجاری این است که تا سال ۲۰۲۵ تمام راه حل‌های تجاری ICT در یک ابر تحقق می‌یابند، به این معنی که از فناوری ابری و مدل‌های ابری استفاده خواهندکرد. بیش از ۸۵ درصد از برنامه‌های کاربردی شرکت‌ها مستقیماً در فضای ابری قرار خواهند گرفت.

۲-۲- اینترنت اشیاء

کار اینترنتی دستگاه‌های فیزیکی، وسایل نقلیه همچنین به عنوان دستگاه‌های متصل و دستگاه‌های هوشمند نیز شناخته می‌شود. اینترنت اشیا را می‌توان به عنوان زیرساخت جامعه اطلاعات تعریف کرد.

اینترنت اشیا به اشیا اجازه می‌دهد تا از راه دور در زیرساخت‌های شبکه موجود حس یا کنترل شوند، فرصت‌هایی را برای ادغام مستقیم دنیای فیزیکی در سیستم‌های مبتنی بر کامپیوتر ایجاد می‌کند و در نتیجه کارایی، دقت و سود اقتصادی را بهبود می‌بخشد و علاوه برآن با کاهش مداخله انسانی همراه است.

پلتفرم ابر اینترنت اشیاء، بخش مهمی از بسیاری از سیستم های اطلاعات کسب و کار موفق است.

۲-۳- فناوری موبایل

بخش مهمی از فناوری‌های تحول دیجیتالی است. فناوری‌های موبایل هدف تحول دیجیتالی را محقق می‌کنند و تعامل یکپارچه با مشتری را در تمام نقاط تماس با تجارت را فراهم می‌کنند. رشد یک پلتفرم کسب وکار دیجیتال موبایل مبتنی برگوشی‌های هوشمند یا تبلت‌ها است .

از مزایای فناوری‌های تلفن همراه شامل بهره‌وری بیشتر، درصد سود بیشتر از حد معمول است. استفاده از فناوری‌های تلفن‌همراه در تجارت و سطح فعلی یکپارچگی بین فناوری‌ها کاملاً بدلیل نیازهای شرکت است و بر مدیریت بهینه فرآیندهای تجاری متمرکزاست.

۲-۴- کلان داده و تجزیه و تحلیل آن‌ها

حجم داده های تجاری(ترابایت و به طور فزاینده پتابایت اطلاعات) نشان می‌دهد که چرا مدیریت و تجزیه و تحلیل آن یک چالش است. دیگر برای انبارهای داده‌های بزرگ، مدیریت بارهای کاری منفرد و همگن کارآمد نیست. ادغام منابع داده در یک مدل ابری به انعطاف‌پذیری بیشتر و نوآوری سریع‌تر برای تقاضای پویای کسب و کار شرایط را فراهم می‌کند. رایانش ابری پارامترهایی را تغییر داده است که محدودیت های پایگاه داده رابطه‌ای سنتی را برطرف می‌کند، زیرا تخصیص منابع پویا، مجازی‌سازی و صرفه‌جویی در مقیاس چشمگیر را برای مدیریت کلان داده ارائه می‌دهد.

۳- تحول دیجیتالی در کسب و کارهای کوچک

موضوع دیجیتالی شدن و تحول مدل کسب وکار برای ایجاد مزیت رقابتی و حفظ رقابت‌پذیری بازار محلی و بین‌المللی برای همه سازمان‌ها حیاتی است. تمام سطوح سلسله مراتب، مدیران و مالکان به طور مستقیم در فرآیندهای تحول دیجیتالی درگیر هستند. مدیران کسب وکارهای کوچک نقش مهمی در تحول کسب وکار دیجیتالی ایفا می‌کنند.

مشکلات و موانع اصلی دیجیتالی شدن شرکت‌ها، فناوری‌ها نیستند، بلکه عوامل انسانی، سنت‌های فرهنگی،مقاومت کارکنان در برابر تغییر، فقدان دانش مرتبط و شیوه‌های خوب، کمبود منابع کافی، عدم انگیزه و ریسک‌پذیری هستند.

۴- نتیجه

امروز سازمان‌ها به دنبال یک محیط تجاری خوب هستندکه بر انعطاف‌پذیری شرکت تأثیر منفی نگذارد. یکی از عوامل کلیدی موفقیت در محیط کسب و کار جهانی برای شرکت این است که بتواند به سرعت و به طور مؤثر با تغییرات سازگارشود.

تحول دیجیتالی در کسب وکار یک فرآیند عینی است که به محیط‌های تجاری در حال تغییر پاسخ می‌دهد. اجرای آن مستلزم یک استراتژی مشخص و اولویت بندی با پشتوانه منابع مالی، رهبری و مشارکت فعال همه کارکنان در سازمان است. سرعت جریان بستگی به ویژگیهای بخش های مختلف دارد.

گسترش سریع در اتصال جهانی و بین‌المللی شده روند و فعالیت کسب و کار فعلی است. از همه مهم‌تر، اقتصاد جهان در حال تبدیل شدن به یک اقتصاد دیجیتالی با گسترش رایانش ابری، داده‌های بزرگ و دانش تحلیل شناسی و اتصال باند پهن، تجارت الکترونیک،رسانه‌های اجتماعی و استفاده از حسگرهای هوشمند و اینترنت اشیا است.

درحال حاضر فناوری های استراتژیک که می توانند به طورقابل توجهی بر بازار شرکت‌ها در سال‌های آینده تأثیربگذارند، تحت تأثیر چهار نیروی همگرا : شبکه های اجتماعی،دستگاه های تلفن همراه، رایانش ابری و تجزیه وتحلیل داده ها شکل می‌گیرند. این نیروها به خودی خود ، مبتکر و انقلابی هستند، اما در ترکیب، تجارت و جامعه را به طور بنیادی متحول می‌کنند، مدل‌های کسب و کار قدیمی را از بین می‌برند و رهبران جدیدی را ایجاد می‌کنند. با تلاقی این قدرت‌ها می‌توان پایه‌ای برای پلتفرم‌های تحول دیجیتالی ایجاد کرد.

حتما ببینید

توصیه هایی برای استفاده از مدل کسب و کار فریمیوم

توصیه هایی برای استفاده از مدل کسب و کار فریمیوم

محمد افشار همین طور کورکورانه محصولتان را بذل و بخشش نکنید، از این اشتراک ها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *