تحول دیجیتال نقش اساسی در اقتصاد، کسبوکار و صنعت

خلیل پیری؛سرپرست تیم پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هییریدی
تحول دیجیتال پتانسیل تغییر بازارهای منطقه به نفع تولید و تجارت ایران را دارد، اقتصاد دیجیتال ضمن افزایش بهرهوری و کارایی، هزینهها را نیز کاهش خواهد داد، امکان مشارکت صنایع کوچک و حتی مشاغل خانگی در فرآیند ارزآوری، کارآفرینی دیجیتال و مشاغل پایدار با هزینههای کمتر از طریق هایپراتوماسیون امکان مشارکت همه ظرفیتهای موجود را در خلق ارزش ممکن کرده، زنجیرههای ارزش منطقهای را متحول میکند و بستر جهش از صنعت دو به صنعت چهار را پایهریزی خواهد کرد.
راهکارهای نوین مبتنی بر ساختارهای اقتصاد دیجیتال، صنعت چهار، کارخانه و تولید هوشمند امکان تحول در تولید و تجارت کشور در منطقه (ویژه کشورهای در حال توسعه) که امکان همسو شدن ظرفیتهای ملی و منطقهای را محقق میکند، در ادامه موج جدید جهانی شدن و تاثیرات اقتصادی، اجتماعی آن، نقش اقتصاد دیجیتال، کارخانه هوشمند و پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی بینالمللی مبتنی بر صنعت خردهفروشی، صنعت ساختمان، صنعت سلامت، ماشینآلات صنعتی و تجهیزات کشاوری، بخش خدمات به همراه سه پارادایم انقلاب چهارم صنعتی، که تاثیرات حیاتی بر کشور خواهند داشت، تشریح خواهیم کرد.
تولید و تجارت مدرن، ارتقای بعدی
جهانی شدن
سهم بخش خصوصی ایران در موج جدید جهانیسازی، که در آن کشورهای در حال توسعه به عنوان جهانیسازان جدید، بازارهای جدید، مصرفکنندگان جدید، همکاریهای جدید، شیوههای جدید تولید و تجارت، رهبران صنعت و فناوری جدید در اختیار دارند چقدراست؟ موج بعدی جهانی شدن چه تاثیری بر بخش خصوصی ایران خواهد داشت؟
جهانی شدن به دلیل تاثیری که در فرآیندها و شیوههای مدیریت عملیات ایجاد کرده است، پرکاربردترین کلمه در زمینه کسبوکار امروزی است. این نتیجه ادغام جوامع و اقتصادهاست که توسط فناوریهای جدید، سیاستهای ملی منطقهای و بینالمللی و روابط اقتصادی جدید هدایت میشود. در تعریفی کلی، موج بعدی جهانی شدن به عنوان یکپارچگی و وابستگی متقابل شهروندان فراتر از مرزهای ملی، براساس تعاملات فرامرزهای ملی مبادله کالا، خدمات، سرمایه، ایدهها، فرهنگ و ارزشها تعریف میشود، سیلی غیرقابل کنترل.
زمینه اقتصاد دیجیتال جهانی در دو دیدگاه مفهومی عمده تحلیل میشود: اول به عواملی مانند فناوری، سرمایهگذاری، تجارت، جریان اطلاعات، ارتباطات و تولید فرامرزی (مثل کشت فرامرزی) مربوط میشود، دوم بر یکسانسازی سیاستگذاری اقتصادی، صنعتی و نهادها متمرکز است.
از سال۱۹۸۰ که موج سوم جهانیسازی به شکل اولیه آغاز شد بسیاری از کشورهای در حال توسعه به عنوان جهانیسازان جدید برای تولید کالا و خدمات تولید وارد بازارهای جهانی شدهاند. سهم تولید در صادرات کشورهای در حال توسعه افزایش چشمگیری داشته است؛ از حدود ۲۵درصد در سال ۱۹۸۰به بیش از ۸۰ درصد در سال ۲۰۲۰ رسیده است. افزایش قابلتوجهی در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی وجود داشته است. این یک تغییر مهم را نشان میدهد، برای اولین بار در تاریخ بشر، کشورهای در حال توسعه فرصت رقابت با کشورهای توسعهیافته را پیدا کردهاند. ادغام اقتصاد جهانی تحت فرآیندی از دههها پیش از طریق تجارت، مهاجرت و جریان سرمایه شکل گرفت ولی نه اینجوری که مرزهای ملی کمرنگ و بازارهای منطقهای ذیل یکپارچگی اقتصادی جهانی رخ دهد.
- بیشتر بخوانیم:
- اقتصاد دیجیتال در سال ۲۰۲۴
- هفته الکترونیکی ۲۰۲۳ UNCTAD؛ تسریع اقتصاد دیجیتال در کشورهای در حال توسعه
- پیشبینیهای بلاک چینی برای سال ۲۰۲۴
شبکههای آفلاین (فیزیکی) و آنلاین(دیجیتال)
انقلاب دوم صنعتی باعث برقرسانی انبوه شد، سومین انقلاب صنعتی اختراع ترانزیستورها را نشان داد که باعث افزایش سرعت و کوچک شدن پردازنده و توسعه کامپیوترها و اختراع اینترنت شد. رشد فناوری در ادامه به حدی شد که هر شهروند یک کامپیوتر (گوشی هوشمند) برای انتقال پیامها و اطلاعات به همراه دارد که این مساله امکان ایجاد شبکههای به هم متصل میلیارد نفری را فراهم کرد.
در گامی دیگر شبکههای عظیم رایانهای امکان اتصال با دیگر دستگاهها (اینترنت اشیا) را یافتند. این موج تغییرات در جهانی شدن تجارت آنلاین را به اوج رساند و مفاهیم تجارت دیجیتال را توسعه داد. پلتفرمهای دیجیتال صنعتی به کالا و خدمات امکان تبادل با چند کلیک به صورت آنلاین را فراهم میکنند، در نتیجه هزینههای جستوجو، واسطه و… کاهش مییابند، بهرهوری افزایش مییابد و امکان خلق ارزشهای جدید ایجاد میشود.
تجارت دیجیتال امروزی (الکترونیک سابق) از سال ۱۹۶۰، با تبادل الکترونیکی دادهها EDI برای به اشتراکگذاری پیام، تبلیغات و اسناد به صورت الکترونیکی اختراع شد و تا امروز به طور قابلتوجهی جهش داشته است. رشد تصاعدی تجارت دیجیتال موج عظیمی از پویاییهای جدیدی در کسبوکارها را ایجاد کرده است. این مساله زمانی مشخص شد که فروشگاههای فیزیکی چه به طور جزئی یا کامل جای خود را به فروشگاههای دیجیتال خواهند داد.
تجربه خرید از فروشگاههای فیزیکی به خرید دیجیتال تبدیل شده است که در آن مشتریان با الگوریتمهای هوش مصنوعی تعامل دارند. فروشگاههای آنلاین مانند آمازون و علیبابا تحولات مهمی بودند. امروزه شهروندان از طریق بانکداری آنلاین پول پرداخت میکنند که با یک کلیک ساده انجام میشود. با این قابلیتهای آنلاین، مردم مجبور نیستند به صورت فیزیکی رفت و آمد کنند یا از فروشگاههای فیزیکی بازدید کنند. آنها میتوانند به صورت مجازی با الگوریتمهای هوش مصنوعی تعامل کنند و حتی لذت خرید فیزیکی را نیز داشته باشند، مضاف بر اینکه در تعامل دیجیتال مشتریان فراتر از تامین کالا/خدمات باکیفیتتر، قیمت رقابتیتر، امکان خلق ارزش نیز خواهند داشت؛ (همآفرینی ارزش).
دستیابی تولیدکننده ایرانی به این نقطه به معنای سقف رقابتپذیری، صادرات و توسعه بینالملل است. شبکههای چند میلیونی از شهروندان و دستگاهها تحت اینترنت اشیا تحولی عظیم در تولید و تجارت ایجاد کرده است.
انواع شبکه و اهمیت آن در اقتصاد دیجیتال، تجارت جهانی و جهانی شدن تجارت
اقتصاد دیجیتال اغلب به نوع شبکه ارتباطات مرتبط است، انواع مختلفی از شبکههای ارتباطی موجودند که هر کدام روش ارزشگذاری خاص خود را دارند. این شبکهها با قوانینی که ارزشگذاری آنها را توصیف میکند نامگذاری میشوند. قانون شبکه سارنوف، قانون شبکه متکالیف و قانون شبکه رید به عنوان بالاترین سطح ارزشآفرینی است.
قانوم شبکه سارنوف
سادهترین قانون شبکه مدل سارنوف یک به چند مانند شبکههای پخش یا تلویزیون، رادیو و روزنامهها که در آنها محتوا توسط تلویزیون، شبکه پخش و… محتوا (مواد غذایی، برنامه تلویزیونی) عرضه و توسط متقاضی مصرف میشود. در این شبکه خلق ارزش یکطرفه است، مثلا تلویزیون با آگهی بازرگانی درآمدهای بزرگی دارد، اما ارزش یا درآمدی به متقاضی یا مصرفکننده (بیننده) نمیرسد. قانون سارنوف بیان میکند که ارزش یک شبکه به تعداد بینندگان افزایش مییابد. به عنوان مثال، یک شبکه تلویزیونی در حین پخش برنامه نود (فردوسیپور) درآمد آگهی بازرگانی و… بیشتری داشت، چون مخاطبان بیشتری داشت و بنابراین میتوانند درآمد بیشتری را برای تبلیغات از تبلیغکنندگان دریافت کنند.
قانون شبکه متکالیف
دومین قانون شبکه مدل متکالیف، تعدادی به چند نوع دوم شبکههای از مدل تعدادی به چند استفاده میکنند. به عبارت دیگر، همه کاربران شبکه به طور بالقوه میتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، اما شانس برخی از کاربران بیشتر است، پس فقط بخشی از کاربران منتفع میشوند. به عنوان مثال میتوان به علیبابا اشاره کرد، دهه پیش بازرگانان ایرانی برای خرید جنس چینی، پولی هزینه و چند روز زمان صرف میکردند تا به چین بروند و نهایتا ۵ تا ۱۰ کارخانه را بازدید کنند (حق انتخاب محدود) و خریدکرده برگردند، با ظهور علیبابا، تاجر بدون نیاز به صرف پول و هزینه، زمان با حق انتخاب بسیار بیشتری(پانصد کارخانه آنلاین) خرید میکنند، ذخیره شدن هزینه و زمان، با حق انتخاب بیشتر است. قانون متکالیف ارزشگذاری شبکه تعدادی به چند را توصیف میکند.
قانون شبکه مدل رید
برخی از شبکهها امکان مبادله دوطرفه و خلق ارزش فراتر از مزایای مبادله را برای همه ذینفعان فراهم میکنند، چنین شبکههایی در مقابل توانایی مبادله قابلیت مبادله جمعی مانند همآفرینی ارزش را دارند. یعنی همه مشتریان علاوه بر بهرهمندی از مزایای مبادله میتوانند خلق ارزش کنند؛ بنابراین، شبکههای رید ارزش متفاوتی نسبت به شبکههای دیگر دارند.
شبکهها
در شبکههایی اینترنتی، با امکان میلیونها کاربر و تشکیل گروههای مختلف، در ارکستراسیونهای مختلف صنایع مختلف و زیرگروهها عملا امکان ایجاد بازار در بازار ممکن میشود.
تشکیل گروه شبکهها یا خوشههای مختلف مارشال/دیجیتال نوع اضافی و بسیار مهم از قابلیت شبکه هستند. تشکیل گروه شبکهها دارای عملکردی است که مستقیما وابستگیها (مانند گروههای مشتریان صنعت خردهفروشی و گروههای مشتریان صنعت سلامت، جوامع) را در میان زیرمجموعههای مشتریان خود فعال و پشتیبانی میکند.
ابزارها و فناوریهای گروهی (که ابزارهای جامعه نیز نامیده میشوند) برخلاف وجود دانش تئوری شبکهها در همه کشورها، تنها ۲ قطب آمریکا OECD (قانون رید) و چین (قانون متکالیف) توانستهاند در سطح بینالملل در عمل این دانش تئوریک را در بازارهای بینالملل اجرایی کنند. امیدواریم سومین کشور جهان ایران باشد.
یکی از مهمترین محرکهای ساخت شبکهها تحت قانون شبکه رید، پروژه پیکربندی مجدد End-to-End( (E2R با هدف بهرهگیری از مزایای کامل ارزشمند تنوع در رادیو Eco-Space، متشکل از طیف گستردهای از سیستمها مانند Cellular، Wireless Local Area و Broadcast است.
هدف اصلی پروژه E2R ابداع، توسعه و آزمایش طراحی معماری دستگاههای قابل تنظیم مجدد و عملکردهای سیستم پشتیبانی برای ارائه مجموعه گستردهای از انتخابهای عملیاتی به کاربران، برنامههای کاربردی و ارائهدهندگان خدمات، اپراتورها، تنظیمکنندهها در زمینه رادیوی سیار ناهمگن بود. سیستمهای منطقی در قانون سوم شبکهها (قانون رید) علاوه بر کاربران انسانها-اشیا یا اینترنت اشیا IoT نیز میتوانند به اشکال مختلف برای سمت عرضه و تقاضا خلق ارزش کنند. این به معنای دستیابی به سقف خلق ارزشآفرینی در دنیای مدرن است.
اهمیت شبکه، اقتصاد دیجیتال علاوه بر سرعت ارتباطات و تغییر ماهیت مصرف، رقابت، خلق ارزش و عملکرد بازارهای بههمپیوسته (شبکهها)ی بینالمللی نقش دارد، شرکتها و شهروندان با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات، نوآوریها را تقویت میکنند، در نتیجه پویایی بازارها میتواند به سرعت تغییر کند.
مدلهای کسبوکار جدیدی برای سازگاری و استفاده از فرصتهای موجود در دنیای دیجیتال ایجاد میشوند (اهمیت انعطافپذیری). تفاوت انقلاب چهارم صنعتی ذات جهانی آن است که برای اولین بار در تاریخ بشر کشورهای عقب مانده از فناوری و ثروت میتوانند با اقتصاد دیجیتال و موج سوم جهانیسازی تولید و تجارت و کشور خود را متحول کنند. اقتصاد دیجیتال شبکه جهانی فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است که توسط پلتفرمهایی دیجیتال صنعتی با ابزار فناوری اطلاعات، اینترنت، تلفنهای موبایل و شبکه حسگرها فعال میشوند. اندازهگیری اقتصاد دیجیتال با مشکلات و بحثهای زیادی روبهرو است.
مشکلات شبکهها در کشورهای در حال توسعه و راهکارهای آن
ما در دوره شبکهها (اقتصاد جدید) زندگی میکنیم. نحوه برقراری ارتباط، تبلیغات، برندینگ، روش خرید، نحوه پرداخت، یادگیری، زندگی، کار و تجارت تغییر خواهند کرد. ما با یک انقلاب جدید در اقتصاد روبهرو هستیم؛ اقتصاد شبکه، که در آن سفارشیسازی هوشمند کالا/ خدمات، کیفیت، نوآوری، خلاقیت، تغییر (سریع) و سازگاری، قانون است. با استفاده از این فناوریها و از طریق شبکهها، انجام تجارت، دسترسی به مصرفکنندگان، یادگیری محصولات و خدماتی که آنها میخواهند و شناخته شدن خود بسیار آسان، بسیار بسیار کمهزینهتر با بهرهوری بالاتر است.
همه چیز در مورد اتصال، فناوریهای جدید، شبکه است. در عصر دیجیتال، مصرفکنندگان تبدیل به همکار خواهند شد و دقیقا به ما میگویند که چه میخواهند، خدمات سفارشی یا شخصیسازیشده را درخواست میکنند، مطلع میشوند، قوانین بازی کاملا تغییر کرده است.
مشکلات شبکهها در بخش تقاضا در کشورهای در حال توسعه
اینترنت در حال حاضر نقشی ضروری در زندگی روزمره جوامع ایفا میکند. با این حال بسیاری از جوامع نسبت به ظرفیتهای عظیم و جامع این فناوریها کماطلاع هستند، پتانسیل و مزایای اینترنت را میتوان در این جمله خلاصه کرد، برای اولین بار در تاریخ انسان مدرن، کشورهای در حال توسعه شانس تبدیل شدن به قدرت نوظهور و توسعهیافتگی را در کمترین زمان تجربهشده دارند، اینترنت راه صد ساله را تبدیل به راه ده ساله میکند.
بزرگترین مشکل در کشورهای در حال توسعه و کمترتوسعهیافته، عدم دانش عمیق نسبت به این ظرفیتها و ناتوانی در تبدیل ظرفیتهای بالقوه به بالفعل است. فناوری با تغییر اساس شبکهها و اتصال نامحدود به افراد بیشتری امکان میدهد تا ایدهها و داراییهای کوچک خود را آزمایش کنند، هزینهها و خطرات نوآوری و توسعه محصول را در کشورهای در حال توسعه بهشکل قابلتوجهی کاهش میدهد.
موفقیت سطح بالا در عصر دیجیتال ارتباط بسیاری به همکاری نزدیک بین بخش دولتی، خصوصی و شهروندان دارد. موفقیت در سطح عالی نیازمند اصلاحات واقعی، ثبات و همکاری دولت-ملت است. ارتباطات و فناوری اطلاعات، New IT ابزارهایی هستند که استفاده بهینه از این ابزارها، میتواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم در پسزمینه تحول دیجیتال باعث گشایش راههای جدیدی برای رشد اقتصادی در چارچوب مفاهیم جدید شود. تاثیر این دنیای جدید در رشد اقتصادی به حدی محسوس و چشمگیر است که اقتصاد متعارف در ایدهآلترین شرایط نیز دستیابی به رشد حاصل اقتصاد دیجیتال امکانپذیر نیست، بنابراین همه کشورهای جهان فناوریهای دیجیتال را اساس تغییرات اقتصادی، اجتماعی، نهادی قرار دادند، تغییرات ناشی از تحولات دیجیتال در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک کشورها و مناطق جغرافیایی مختلف جهان تاثیر خواهد گذاشت.
افزایش تقاضای استفاده از ارتباطات و فناوری اطلاعات ICT نیازمند ایجاد زیرساختهای جدید بهخصوص در شهرکهای صنعتی کشور است. تولیدکنندگان باید تمام توانشان بر تقویت اینترنت ۵G در شهرکهای صنعتی معطوف باشد.
تروئیکای (سهگانه) جهانی شدن، آزادسازی تجارت و انقلاب، فناوریICT و شبکهها
کارخانههای هوشمند قلب جهان جدید (اقتصاد دیجیتال)، تولید مبتنی بر داده، طراحی و سفارشیسازی. سه تغییر پارادائمی که بزرگترین تاثیرات را بر کشور دارند شامل، اول پایان نفت، دوم پایان تولید انبوه و سوم تغییر آموزش.
براساس آمار گمرک کشور درآمدهای ارزی کشور در سال ۱۴۰۱ بیش از صد میلیارد دلار از محل صادرات نفت و صادرات محصولات غیرنفتی بوده است.
اول پایان نفت. توافق جامعه جهانی در پاریس۲۰۱۵، تالانوا، سانتیاگو و… کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده نفت را متعهد به عدم تولید و مصرف نفت کرد؛ برنامهای تدریجی جهت حذف ۶۰ درصد تقاضای جهانی تا سال ۲۰۴۰ و به پایان رساندن کامل آن تا ۲۰۵۰ به عنوان زنگ خطری برای درآمدهای ارزی کشور از محل فروش نفت است.
دوم پایان یا تغییرات اساسی در ساختارهای تولید انبوه است. از سال ۱۹۷۰ دنیا دچار جهشهای بزرگ فناورانه شده است. فناوری تاثیرات بزرگی بر شیوههای تولید، مدلهای کسبوکار، الگوهای پرداخت و تبادلات مالی و مهمتر از همه تغییر ساختار بازارها و شکلگیری بازارهای جامع و یکپارچهای که در آن خلق ارزش (ثروت) تغییر کرده دارد.
تولید انبوه، سرمایهبر، انرژیبر، آببر(بخش کشاورزی، صنعت) مجموعهای از ویژگیهایی است که دیگر پاسخگوی بازارها نیست، بهخصوص در اقتصاد ایران، تولید انبوه دیگر نه مناسب تولیدکننده است، نه مناسب مصرفکننده است، نه دولت توانایی حمایت هزینهبری، انرژی و آببری آن را دارد و نه این مدل تولید توانایی ایجاد مزیت رقابتی دارد.
در عصر دیجیتال، شکل امروزی تولید انبوه، منسوخ خواهد شد. ادامه روندهای مدیریتی در صنعت تولید و تجارت، قویا تقویتکننده این نظریه است که احتمالا طی یک دهه آتی ایران به واردکننده کالا و خدماتی تبدیل خواهد شد که امروز به صورت حداقلی به بازارهای عراق و افغانستان صادر میکند. تولید انبوه با ریسکهای بزرگ تجاری در اقتصاد ملی نیز همراه است، تولید انبوه با انعطافپذیری کم، ماشینآلات تکمنظوره و تاکید صرف بر صرفهجویی در مقیاس یا حجم به عنوان تنها مزیت فعال است. از آنجاییکه ویژگیهای رکود تورمی اقتصاد کشور با کاهش تقاضا در بازار داخلی و عدم دسترسی به بازارهای صادراتی قابل تشخیص است، هزینه به عامل تعیینکنندهای برای بقای تولیدکنندگان تبدیل شده است، شرایطی که تنها شرکتهای بزرگ میتوانند دوام بیاورند، عواقب حذف شرکتهای کوچکتر، بیکاری و انحصار تولید شرکتهای بزرگ است و عواقب میانمدت خطر حذف شدن شرکتهای بزرگ به واسطه رقبای منطقهای طی یک دهه آینده است.
سوم تغییر شیوههای آموزش، اشتغال و کارآفرینی است. سالها از تغییر ساختار دانشگاههای جهان از فارغالتحصیلمحور به کارآفرینمحور میگذرد، اما جوانان ما همچنان درگیر کنکور و خدمت مقدس هستند که به گرههای عدم انعطافپذیری سیستم آموزش تبدیل شده است. کارآفرینی نوآورانه، کارآفرینی دیجیتال به یک اولویت اول سیاستگذاران به ویژه در کشورهای در حال توسعه منطقه تبدیل شده است.
کارآفرینی دیجیتال، اشکال نوین مشاغل که از الزامات فیزیکی به مهارتهای نرم مانند مدیریت، نوشتن، کدنویسی و نوآوری (شغل آینده) تغییر میکنند. زمانی که تولید مواد افزودنی AM، جایگزین بسیاری از کارگران در کارگاهها، کارخانهها و خردهفروشان خاص شود، احتمالا بسیار سریعتر از تصور پایان کار فیزیکی مشاهده شودی. جایی که تولید مواد افزودنی و اتوماسیونهای دیجیتال و هایپراتوماسیونها کارگران را در شرکتها و کارخانهها کاهش خواهند داد تنها با آموزش بهنگام و ارتقا به سطحی بالاتر، مردم باید به فکر نوع شغلی باشند که باید برای انجام آن آماده شوند. بنابراین، نیاز است که به مفهوم کار به طور کلی فکر شود. مشاغل در عصر دیجیتالی شدن، عدم قطعیت و تحول باید دوباره تعریف شوند. بسیار مهم است که بپرسیم آیا صنعت تولید و تجارت کشور ما برای امواج بعدی جهانی شدن آماده هستند یا خیر که اگر تولید و تجارت کشور به سرعت بازیابی و آماده نشود، چشمانداز بسیار…. است.
موج بعدی جهانی شدن که در اقتصاد دیجیتال ادغام شده است اکوسیستمی است که با انقلاب صنعتی چهارم تقویت خواهد شد. این میتواند اقتصاد ایران را با جهش بزرگ همراه کند، ساختار کارخانههای هوشمند، پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی بهای اتصال، تعامل و عمل دیجیتالی از راه دور از هر کجا و هر زمان بستر تکامل بعدی انسان را تعیین خواهد کرد. تکامل بعدی که پدیدار شود این است که چگونه میتوان به آنجا رسید.
تامین منافع همگان و کسب رهبری اقتصاد در منطقه برای ایران
ما نشان خواهیم داد که صنعت تولید کشور با توسعه صادرات چگونه میتواند سه تغییر پارادایمی را کنترل و به نفع کشور بهینه کند. ایجاد ارزش مشترک(همآفرینی ارزش) باز شدن گرههای انباشتشده رفع نیازها و چالشهای اجتماعی با مدل تجاری است.
جریان اصلی بازاریابی طی یک قرن گذشته معمولا بر این فرض بنا شده که بازارها فضایی خارج از کنترل و از قبل تعریف شده است که شرکتها با هدف کشف فرصتها وارد زمینهای با ساختاری پیچیده و لایهای از پیش تعیین شده میشوند تا براساس الزامات محیط تجاری، واکنش نشان دهند.
ساختارهای فناورانه دنیای جدید، دیدگاه نئوکلاسیکی از بازارها، یعنی اینکه بازارها زمینههای از پیش موجود هستند را زیر سوال میبرد و با تعریف جدید، بازارها را به عنوان موجودیتهایی معرفی میکند که توسط بازیگران مختلف کارپردازی و بازنمایی میشوند.
تغییرات از بازارهای متعارف به بازارهای دیجیتال (پلتفرمهای اقتصاد اشتراکگذاری، پلتفرمهای دیجیتال و اقتصاد دایرهای و…) مبتنی بر مدلهای جدید کسبوکار که با توصیف نقش کاربران و عملکرد پلتفرم دیجیتالی ارائه میشوند مبنایی برای توسعه مدلهای جدید خلق ارزش که نسبت به مدل کسبوکار متعارف خلق ارزش در آن بسیار متفاوت است. مدلهای کسبوکار بازار دیجیتال و بلوکهای سازنده آن برای مدلسازی بازارهای دیجیتال هزینههای تولیدکنندگان را به شکل قابلتوجهی کاهش خواهد داد، بهرهوری و کارایی را افزایشی خواهد کرد و برای تولیدکنندگان و مشتریان علاوه بر تامین کالا/خدمات باکیفیت و مقرون بهصرفهتر نسبت به رقبا امکان خلق هم آفرینی ارزش را فراهم میکند.
ایجاد ارزش مشترک به یک فرآیند استراتژیک اشاره دارد که از طریق آن شرکتها (صنایع) میتوانند با کمک جوامع (مشتریان، مصرفکنندگان، شهروندان) مشکلات اجتماعی را به فرصتهای اقتصادی، اجتماعی تبدیل کنند. رویکرد استراتژیک ایجاد ارزش مشترک CSV در حل مشکلات اجتماعی و رابطه نزدیک آن با مسوولیتهای اجتماعی استراتژیک شرکتها CSR همزمان با خلق ارزش، مزیتهای رقابتی و همآفرینی ارزش است. به زبان سادهتر تولیدکنندگان در ضمن ایجاد مزیتهای رقابتی، تولید کالای باکیفیتتر و ایجاد ارزش(سود) بیشتر با شهروندان مشکلات انباشت شده اقتصادی، اجتماعی را گرهگشایی میکنند.
برنامه هفتم و اقتصاد دیجیتال
در برنامه هفتم توسعه بر افزایش بهرهوری کل عوامل تولید تاکید شده است، در حالی که میتوان براساس بهرهوری کل عوامل بسیار بیشتر از ساختارهای قدیمی مبتنی بر اقتصاد دیجیتال به رشد پایدار امیدوار بود.
۱- هدف کلی و اولویت اصلی برنامه هفتم با رعایت سیاستهای کلی مصوب، پیشرفت اقتصادی توام با عدالت با نرخ رشد اقتصادی متوسط ۸ درصد در طول برنامه تعیین میشود با تاکید بر افزایش بهرهوری کل عوامل تولید (منابع انسانی، سرمایه، فناوری و مدیریت) در برنامه کلان ملی به بهرهوری کل عوامل TFP هیچ اشارهای نشده است.
در حالی که براساس توانمندیها و ظرفیتهای در حال استهلاک صنعت تولید کشور، نیروی انسانی انباشت شده، شهروندان، سرمایههای راکد و سرگردان، نوآوریها و… براساس فناوریهای پلتفرمهای دیجیتال موجود در کشور با برنامهریزی و استفاده از فناوریهای نمایی به بهرهوری کل عوامل TFP دست یافت، این به عنوان راهکار نجات اقتصاد
توسعه پارادایمیهای تولید، از جمله تولید انبوه، سفارشیسازی هوشمند و مشارکت اصول علمی، فناوریهای تولید و عملیات سیستمها و نحوه ادغام آنها با یکدیگر برای دستیابی به کیفیت، بهرهوری و پاسخگویی در تولید مبتنی بر پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی ما همچنین نقش مصرفکنندگان را در پارادایمیها در نظر گرفتهایم.
بهرهوری کل عوامل این استدلال را تقویت میکند که تفاوت در سرمایه فیزیکی و نامشهود میتواند دلیل تفاوتهای بزرگ از درآمدهای تجارت (توسعه صادرات) و بینالمللی شدن صنایع باشد که مشخصه اقتصاد جهانی امروز است. یافته این است که آنها نمیتوانند. تفاوت نرخ پسانداز از اهمیت کمی برخوردار است. آنچه بسیار مهم است بهرهوری کل عوامل TFPاست. علاوه بر این ما شواهد صنعتی را ارائه میکنیم که نشان میدهد TFPها در کشورها و زمانها مختلف به دلایلی غیر از تفاوتها در موجودی دانش فنی در دسترس عموم متفاوت هستند. این یافتهها مرا به این نتیجه میرساند که نظریه TFP مورد نیاز است. این نظریه باید تفاوتهایی را در TFP که به دلایلی غیر از رشد موجودی دانش فنی به وجود میآیند، توضیح دهد.
مبنای مقایسه بهرهوری تولید
معنی تولید تابعی از سازمان است که با تبدیل طیف گستردهای از ورودیها (سرمایه، نیروی انسانی، کارخانه و…) با هدف دستیابی به خروجی مطلوب همراه است. بهرهوری معیاری است از ترکیب و استفاده کارآمد منابع در شرکت برای دستیابی به نتیجه مطلوب. مقایسه دو شرکت با ورودی همسان(مواد اولیه، نیروی انسانی، خطوط تولید، سرمایه در گردش) هر دو کارخانه محصولی را با قیمت تمام شده ۱۰۰ تومان تولید میکنند، اولی به دلیل برندینگ قوی، یا اعمال نوآوری محصول را با قیمت ۲۰۰ تومان به بازار عرضه میکند و دومی با قیمت ۱۵۰ تومان میفروشد.
اقتصاددانان موافق هستند که تجارت بینالمللی برای رشد اقتصادی مفید است. با این حال، در سطح شرکتها، تنوع وجود دارد. هدف انجام تحلیلهای اقتصادی روی دادههای سطح شرکت و بررسی اثرات بهرهوری تجارت بود. با دادههای جامع تیم و دادههای نظرسنجیهای بانک جهانی، ابتدا الگوهای تجارت در میان شرکتهای مختلف بررسی شد، سپس صنعت، اندازه شرکت و وضعیت قانونی شرکتها را کنترل کردیم. سپس برای شناسایی ویژگیهای شرکتهایی که در تجارت شرکت میکنند، تحلیل رگرسیون را انجام دادیم و در نهایت، ما از رگرسیون متغیر ابزاری برای مطالعه چرخه فضیلت بین بهرهوری شرکت و مشارکت آن در تجارت استفاده کردیم.
معجزه رشد یک پدیده قرن اخیر است و فقط در کشورهایی رخ میدهد که بدوا از کشورهای پیشرو صنعتی عقب هستند. به طور کلی، زمانی که کشورها وارد رشد اقتصادی مدرن میشوند، برای مدتی با نرخی نزدیک به کشورهای صنعتی غنی و تراز اول رشد میکنند.
بهرهوری عوامل تولید (TFP)
تعریف بهرهوری عوامل تولید (TFP) بدین شرح است، بهرهوری کل عوامل بخشی از خروجی است که با مقدار نهادههای استفادهشده در تولید توضیح داده نمیشود. به این ترتیب، سطح آن با میزان کارآمدی و شدت استفاده از نهادهها در تولید تعیین میشود.
به زبان بسیار ساده عوامل کل تولید یعنی کارخانهها، نیروی کار و سرمایه، اما بهرهوری کل عوامل یعنی همه شهروندان که به بلوغ عقلی رسیدهاند، همه سرمایهها حتی خرد، همه عقلها و نوآوریها در چارچوب ظرفیتهای موجود امکان خلق ارزش را در پیوندی همسو با کارخانههای هوشمند بهخصوص جهت توسعه صادرات خواهند داشت. پلتفرمهای دیجیتال صنعتی امکان تبدیل ظرفیتهای فردی به توانایی سازمانی و امکان تبدیل توانایی سازمان و به ظرفیت سیستمی را دارند.
نرخ رشد کل عوامل تولید شامل نرخ رشد کل سرمایه، نرخ رشد کل کار و آلفاست که سهم سرمایه را نشان میدهد. زندهیاد سولو به طور دقیق رشد TFP را اندازهگیری میکند. اگر (الف) تابع تولید Cobb-Douglas باشد، (ب) رقابت کامل در بازارهای عامل وجود داشته باشد و (ج) نرخ رشد تولید و ورودیها به طور دقیق اندازهگیری شوند. TFP نقش مهمی در نوسانات اقتصادی، رشد اقتصادی و تفاوت درآمد سرانه بین کشورها ایفا میکند، لذا میتوان تشخیص داد در اقتصاد دیجیتال در جهتگیریهای احتمالی آینده بخش بزرگی از رشد TFP ناشی از تصمیمات نوآورانه درونزا است.
برای دستیابی به این منافع اقتصادی به اقتصاد دیجیتال نیاز است. این کلیات انقلاب چهارم صنعتی است. کارخانههای هوشمند، قلب انقلاب چهارم صنعتی هستند.
سفارشیسازی هوشمند
سفارشیسازی هوشمند امکان متعادل کردن موانع و چالشهای پیشرو تولید و تجارت کشور را دارد. مزایا و عملکرد سفارشیسازی هوشمند مبتنی بر حجم انبوهی از داده است. (دادهها را نفت قرن جدید نامیدهاند)کلانداده که به واسطه فناوریهای New IT یعنی ابر، هوش مصنوعی، دفترکل توزیع شده و.. به دست میآید، امکان مقابله با تمامی چالشها و موانع انباشت شده هفت دهه اقتصادی رانتی و مشکلات تولید و تجارت کشور را دارد.
این میتواند منجر به فرصتهای جدیدی برای تولید و تجارت کشور تحت سفارشیسازی هوشمند باشد. روشهای جدید سفارشیسازی هوشمند به تولیدکنندگان امکان عرضه طیفی از خانواده محصول و به مشتریان فرصت خرید محصولات سفارشیسازی شده براساس نیازهای منحصربهفردشان با همان قیمت معمول را میدهد(مزیتهای رقابتی منحصربهفرد دستنیافتنی شود که در ادامه تشریح خواهد شد). طراحی کارخانه هوشمند متناسب شرایط اقتصادی، اجتماعی، فناوری و… ایران و منطقه ضروری است.
اهمیت شبکهها در اقتصاد دیجیتال مدیریت شبکههای فیزیکی- دیجیتال CPS در پلتفرمهای دیجیتال
اقتصاد دیجیتال با چالشها و فرصتهای بسیاری همراه است بهخصوص برای تولید و تجارت کشور که موانع و مشکلات بسیار بیشتر از دیگر کشورهاست. موفقیت در این فرآیندها نیازمند همسو کردن شبکههای آفلاین(شبکه کارخانههای سنتی، فروش سنتی، شبکه حملونقل و…) آنلاین (شبکه ICT، شبکه برق، آموزش، شبکه مالی) است.
توسعه صادرات ضرورت نجات اقتصاد صادرات بدون حضور، بدون استراتژی چرخههای پیشرو فراگیر شدن فناوری توسط دیربازان صنعتی امکانپذیر است. صد و ده سال پیش تورستین وبلن، اقتصاددان نروژی- آمریکایی، در باب عقبماندگی اقتصادی (در قرن هجدهم) به اقتصاد صنعتی پیشرو اشاره داشته است.
هنر بازیابی اقتصادی، موانع، مسیرهای انحرافی و جهش در سیستمهای نوآوری
پرسش اینکه آیا انقلاب چهارم صنعتی میتواند پنجره فرصتی برای ایران باشد تا بتواند با ایجاد مزیتهای رقابتی در صنعت تولید و فرآیندهای نوین در تجارت به عنوان یک دیرباز عمل کند. پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی واکنش کشور/ شرکتها شرایط بازار داخلی، زیرساختهای تولید و… است.
ایران میتواند با استفاده از تبدیل کارخانههای سنتی به کارخانههای هوشمند و پلتفرمهای دیجیتال صنعتی، در شرایطی که کشورهای منطقه در مراحل آمادهسازی انقلاب چهارم صنعتی هستند با استفاده صحیح از ترکیب مناسب زیرساختهای تولیدی رو به استهلاک، نیروی انسانی انباشتشده، نوآوری انبوه، کارآفرینی دیجیتال، انرژی و ژئوپلیتیک مناسب را تبدیل به فرصت جهش (تولید و تجارت) اقتصادی کشور کند؛ مزایایی که تنها چند سال پیش رو مزیت محسوب خواهند شد. جهش از صنعت۲ (تولید انبوه) به صنعت۴ (سفارشیسازی انبوه-هوشمند) با طراحی اختصاصی کارخانههای هوشمند ویژه کشور و منطقه مراحل صنعت ۳ دور زده خواهند شد.
دوم پنجره فرصت تقاضا در بازارهای منطقهای MENAP-CCA-EAC، ۴۵ کشور حوزه خاورمیانه، شمال آفریقا، آسیای میانه، دیواره شرقی آفریقا، افغانستان، پاکستان، در موارد معاوضه هند، چین، ترکیه (بازارهای منطقه) محسوب میشوند، طبقهبندی کشورها، سطح توسعهیافتگی، سطح درآمد در چهار دسته اصلی است.
شکاف فناوری متاثر از انقلاب چهارم صنعتی-فرصتی برای ایران
در بازارهای منطقه، شکاف فناوری، کشورهای توسعهیافته در رقابت با کشورهای نوظهور که حول ارتقای فناوریهای صنعت چهار در محصولات نسل جدید سازماندهی شدهاند، شکافی را در تولیدات صنعتی این کشورها ایجاد کرده است. در نتیجه محصولاتشان به دلایلی همچون قیمتهای بالا و عدم تطابق با زیرساختهای کشورهای منطقه، طی تحقیقات میدانی در کشورهای منطقه این شکافهای فناورانه در بازارهای منطقه به خوبی نمایان است.
شکافی که پیوسته در حال بزرگ شدن است براساس تحقیقات میدانی و مطالعات انجامشده در کشورهای منطقه با جمعیت تقریبی یک میلیارد و پانصد میلیون نفر، تخمین حداقل ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار بازار به دلیل شکاف اشاره شده وجود دارد که میتوان با استفاده از نوآوری مقرون به صرفه، در این بخشهای بازار که رقبای توسعهیافته حضور ندارند، بخش دیگر بازارها مربوط به نوآوریهای زیر رادار است. در این بخش نیز حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار بازار با کمترین سطح رقابتپذیری (برخی کشورهای نوظهور، هند، آفریقای جنوبی و…) که با فعال شدن پلتفرمهای دیجیتال، عرضه تولیدات ماژولا مزیتهای نسبی و دست بالایی نسبت به سایر رقبای منطقهای خواهند داشت.۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار نوآوریهای محلی و میزان قابلتوجهی نوآوری خدماتمحور در کشورهای منطقه وجود دارد. به علاوه اکوسیستم دیجیتال اقتصاد اسلامی و صنعت حلال که فرصتهای رشد جذابی در سطح منطقه (منهای اندونزی، مالزی و شرق آسیاییها)دارند. مسلمانان جهان بالغ بر۲ میلیارد نفرجمعیت. اکوسیستم دیجیتال اقتصاد اسلامی و صنعت حلال فرصتهای بسیاری را ایجاد خواهند کرد.
پنجره فرصت تغییرات نهادی دولت کارپسند- دولت رانتپسند
دوگانه اقتصاد رانتی، ناکارآمدی نهادی، اقتصاد کشور را در چرخه رکود گرفتار کرده است. کسری بودجه دولت پیوسته در حال افزایش است. درآمدهای نفتی چشمانداز مناسبی را نشان نمیدهند.
پلتفرمهای دیجیتال امکان تعادل بخشیدن به روابط و ارتقای کیفیت و رضایت همزمان سه عامل تاثیرگذار در رشد اقتصادی در بخش تولید و تجارت کشور را دارند، دولت(به معنای کابینه و اعضایی که با انتخابات ریاستجمهوری مستقر میشوند، عموما تا سطح معاون وزیر و... است) کسبوکارها، کارآفرینان، سرمایهگذاران (شامل تولیدکنندگان، شرکتهای مختلف بخش خدمات) نهادها (به معنای پرسنل و کارمندان دولت که عموما به صورت ۳۰ ساله یا دیگر اشکال خدمت میکنند)این باور که دولتها جهت ارائه خدمات مناسب تلاش میکنند، واقعیتی است که تحت تاثیر انباشتی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و نهادی قرار دارد، ویژگی اقتصادهای رانتی فعالیتهای دلالی، واسطهگری مخرب، افزایش غیرعقلانی قیمت املاک، گروههای رانتجو، کاهش سهم تولید، کاهش سرمایهگذاری واقعی در کارخانجات و تجهیزات، افزایش کسری تجاری، کاهش اشتغال و دستمزد واقعی است.
پلتفرم دیجیتال با هدف اطمینان از روان بودن فرآیندهای افزایشی تولید و تجارت، کارآفرینی، نوآوری و… با سرعت قابلتوجه و تجربه نشده، پیشنهادی جهت متعادل شدن روابط میان مالیات، رانت، رشد اقتصادی و کاهش کسری بودجه-عملکرد به گونهای خواهد بود که کسبوکارها، جهت تضمین روان بودن شرایط تولید و تجارت، پرداخت مالیات کیفی با رضایت کامل خواهد بود، کارمندان درگیر فرآیندهای تولید و تجارت نهایت تلاش جهت تضمین روان ماندن فرآیندهای تولید و تجارت، دریافتی بیشتری خواهند رسید. دولت امکان کاهش بودجه کارمندان و تعدیل کسری بودجه خواهد داشت، کارمندان نیز به دریافتی بیشتری خواهند رسید.
فرآیندی سه مرحلهای، یک مدل رشد درونزا برای تجزیه و تحلیل چگونگی تاثیر فساد و عملکرد دولت بر رابطه بین مالیات و رشد ایجاد خواهد شد. کسبوکارها، در فرآیند افزایش تولید و تجارت، مبادلات نوآوری انبوه، توسعه صادرات به زیرساختها و خدمات عمومی وابسته هستند.
پرداخت مالیات و سود حاصل از آن به دلیل کارآمدی بوروکراسی و روان بودن جریانات تولید و تجارت، میتواند ابزار مبادله میان مثلث کسب وکارها، کارآفرینان، پرسنل دولتی و دولت جهت دریافت خدمات عمومی بهنگام و مناسبی باشد که هر سه ضلع مثلث منتفع خواهند شد و حمایت خواهند کرد، گرچه دولتها در سطوح عملکرد اقتصادی متفاوت هستند، اما رابطه Uمعکوس رابطه را بدین شکل نشان میدهد، افزایش مودیان باکیفیت و میزان مالیات در نتیجه روان شدن و افزایش تولید و تجارت، که رشد را قابل پیشبینی میکند، این تعاملی است میان مالیات و کاهش ناکارآمدی و سبک شدن بوروکراسیها، در نهایت مبلغی از مالیات پرداختی یا به دیگر اشکال به کارکنانی پرداخت خواهد شد که در موفقیت، رضایت و رشد کسبوکارها نقش داشتند.
براساس محاسبات مجموعه دریافتی کارکنان درگیر فرآیند بسیار بیشتر از حقوق دریافتی ماهیانه است، بنابراین دولت میتواند حقوق این کارمندان را در کف پرداخت کند. در این شرایط هم کسبوکارها از جریان روان تولید و تجارت سودمند شدهاند، هم کارمندان به دریافتی بیشتری میرسند، هم دولت میتواند حقوق کارمندانی که در این فرآیندها به مبالغ بیشتری از حقوق سالانه رسیدند را در حد کف پرداخت کند. در نتیجه در تعدیل بودجه میتواند گامهایی بردارد. از طرفی تعداد کسبوکارها به عنوان مودیان مالیات کامل با رضایت و کیفی پرداخت خواهند کرد، درآمدهای دولت نیز افزایش خواهد یافت (فرآیندها و تضامین استمرار، سلامت و… دیده شده است).
طراحی و تولید صنعت ساختمان و لوازم خانگی ایرانی در بازارهای صادراتی، ماهانه از ۱۵ تا ۴۰ هزینههای خانوار صرفهجویی داشته باشند
- پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی، صنعت خردهفروشی متحول شدن الگوهای تغذیهای
- (قدرت همگرایی، یکپارچگی و ادغام صنایع غذایی، دارویی VS، لوازم خانگی IoT)
- صنعت گسترده ساختمان، لوازم خانگی و…، تجهیزات مرتبط با صادرات صنعت ساختمان
- سفارشیسازی هوشمند به عنوان چشمانداز همگرا برای تحول دیجیتالی توسعه لوازم خانگی و صنعت ساختمان
قابلیتهای تحول دیجیتال مدیریت پیچیدگی و انعطافپذیری را در صنایع تولیدی و ساختمانی افزایش میدهد. این قابلیتهای پیشرفته را به سمت پذیرش مشترک روش سفارشیسازی هوشمند به عنوان رویکرد صنعتی کارآمد برای بخش معماری، مهندسی و ساختوساز هدایت میکنند. تحول دیجیتال در تولید و صنایع ساختمانی میتواند با دیدگاه سفارشیسازی هوشمند و فعالیتهای مشترک ادغام شود.
ترکیبی نوآورانه از سیستمهای تولید پیشرفته، طراحی محاسباتی و تکنیکهای ساخت دیجیتال برنامههای سفارشیسازی هوشمند را در تولید خارج از محل یا در محل اجزا و عناصر ساختمانی مانند نما باز میکند.
مدلسازی اطلاعات ساختمانBIM طراحی تکنیکهای دیجیتال و از ارکان اصلی انقلاب چهارم صنعتی است. ادغام BIM در فرآیندهای طراحی، ساخت و بهرهبرداری ساختمان، با هدف پایداری مدیریت چرخه عمر ساختمان و… امکانات و شرایط ایدهآلی برای صادرات صنعت ساختمان کشور فراهم میکند.
حرکت از تولید انبوه به سفارشیسازی هوشمند
بازار AEC-FM با کشش و تقاضای بالا در کشورهای منطقه در حال تغییر بزرگی است. صنعت کشور در صورت سازگار شدن و درک ساختارسازی جدید جهت تحول در صنعت ساختمان به عنوان گستردهترین حوزه تولیدی کشور و دیگر صنایع میتواند بخش بزرگی از بازارهای منطقه را تسخیر کند. صنعت ساختمان در حال تغییر شکل از مدل کسبوکار محلی به مدلهای تجاری ارائه خدمات یکپارچه ملی و بینالمللی است، به گونهای که نیازهای مشتریان به صورت یکپارچه در مقیاس ملی، منطقهای، حتی جهانی تامین میشوند.
فاصلهسنج لیزری ۴۲۴D اندازهگیری کاملی از ویژگیهای پیچیده، دوربین مادون قرمزTi480 PRO- دوربین حرارتی با لنز مادون قرمز استاندارد. دما و رطوبت پایه و اساس کیفیت هوای داخل ساختمانIAQ مجموعهای از تجهیزات که صادرات صنعت ساختمان را بدون حضور و بدون ارتباط صفر تا صد ممکن میسازد.رطوبت سنج، دماسنج و….
استاندارد ISO 19650 استاندارد بینالمللی مدیریت اطلاعات در کل چرخه عمر دارایی ساخته شده با استفاده از مدل BIM یا مدلسازی اطلاعات ساختمان است. شامل تمام اصول و الزامات سطح بالا BIM انگلستان است.
استفاده از انواع اسکنر از حمله اسکنرهای لیزری زمینیTLS پس از ثبت ابر نقطه از طریف یک فلش و رایانه، میتوان دادهها را به نرمافزار مدلسازی تولیدکننده در ایران ارسال کرد، استفاده از دادههای ابر نقطه و دانش ساخت تولیدکننده امکان مشارکت مشتری در طراحی آغاز محتوای مدل ساختنی است. نقشه رنگی۳ بعدی سازه ISO19650 به همه ذینفعانی که در پروژه ساختمانی مشارکت دارند، شامل، تولیدکننده درب و پنجره، شیرآلات ساختمان، گرمایش، سرمایش، مواد افزودنی، کاشی و سرامیک، تجهیزات آشپزخانه و مبلمان و… ارسال خواهد شد.
در فرآیند Scan to BIM، اسکنر لیزری برای ثبت اسکن سه بعدی دقیق از شرایط دنیای واقعی در پروژه استفاده میشود. سپس دادههای اسکن به ایران جهت مدلسازی سهبعدی ارسال میشود تا مدلهای دقیقی که مشتری از راه دور امکان مشارکت در طراحی را دارد ایجاد کنند یا به طراحی با شرایط دنیای واقعی انطباق دهند. یک تیم محلی در کشور هدف صادراتی، امکان اسکن و مستندسازی را انجام میدهد، مزایای آن اول میزان زیادی از خطای انسانی از فرآیندهای مستندسازی سنتی حذف میشود، دوم دادهها در مدت زمان بسیار کوتاهی جمعآوری میشوند، سوم اطلاعات را میتوان سریعتر بلافاصله به اشتراک گذاشت، چهارم تیمهای جمعآوری دادهها(اسکن محیط) فقط یک بار از سایت بازدید خواهند کرد. پنجم مدلهای نوآورانهای به کار گرفته خواهند شد.
ساخت نماهای فتوولتاییک یکپارچه با چالشها، از فرصتها و ظرفیتهای نوآورانه قابلتوجهی برخوردار است. عناصر به عنوان افزودنی پیشرفته، چه در پیوست خارجی به عنوان نما، چه در سقف، در معماری زیبایی بصری جدیدی ایجاد میکنند و بار مکانیکی نصب سیستم PV را از بین میبرند.
نمای ساختمان در دنیای جدید برای پاسخگویی به نیازهای مختلف به چالش کشیده شده است. همراه با حفاظت غیرفعال در برابر عوامل جوی، نما میتواند به عنصر فعال تبدیل شود و به لطف ادغام پنلهای خورشیدی فتوولتاییک PV و حرارتی، انرژی تجدیدپذیر در محل تولید کند. این به نوبه خود میتواند یکی از فناوریهای توانمند برای دستیابی به اهداف ساختمانی با انرژی صفر مستقل و کمک بزرگی به توسعه صنعت ساختمان و لوازم خانگی کشور باشد.
در دنیا استفاده از فناوریهای خورشیدی به عنوان بخشی از پوشش ساختمان بیشتر شناخته شده است، اگر بخواهیم توسعه صادرات و بینالملل شدن صنایع کشور را با اهداف انرژیهای تجدیدپذیر که توسط کشورهای مختلف تعریف شده است همراستا کنیم، به استقرار گسترده نیازمندیم. با وجود پتانسیل شناختهشده و بحث گسترده پیرامون PVهای یکپارچه ساختمان، چرا این فناوری هنوز به طور گسترده مورد استفاده قرار نمیگیرد؟ چالشهای اصلی که نماهای خورشیدی همچنان با آن مواجه هستند چیست؟ و نوآوریهای تحولساز چگونه میتوانند راهگشا باشند.
تعبیههای هوشمندانه برای کنترل تطبیقی پوششهای ساختمانی
سیستم پنلهای خورشیدی متصل به شبکه برق ملی کشورهای منطقه عمدتا شامل پانلهای خورشیدی، اینورتر شبکه و… است. پنلهای خورشیدی برق DC را به واسطه اینورتر به برق AC تبدیل میکنند. سپس این برق AC میتواند در لوازم خانگی خانوار استفاده شود یا از طریق کنتور برق به شبکه برق ملی یا از طریق پلتفرم به همسایگان فروخته شود.
تشریح پروسه تولید و صادرات صنعت ساختمانی به کشورهای منطقه بدون حضور، بدون ارتباط است.
در برخی صنایع همچون صنایع غذایی، دارویی تعادلی ویژه، همزمان میان سفارشیسازی هوشمند و تکنیکهای تولید انبوه وجود دارد که امکان صرفهجویی در مقیاس سمت تقاضا و صرفهجویی در مقیاس سمت عرضه با درجهای از نسبیت به دست میآید. دلیل این امر ذات برخی بازارها همچون صنایع غذایی با مشتریان چند صد میلیونی است، (صنایع غذایی حلال) کشورهای اسلامی یا بازارهای داخلی. الگوهای تغذیهای تنها در ۲ کشور منطقه وجود دارد که بدلائلی همچون اول عدم توجه به توصیههای عمومی بهداشت یا تغذیه که برای افراد از نظر شخصی بیارتباط تلقی میشود، دوم عدم پایبندی به توصیههای عمومی که توسط اکثریت جمعیت منعکس نمیشود شکست خوردند.
گزارش یونیسف، تلاش این نهاد را برای اطمینان از اینکه سوءتغذیه تا پایان دهه از بین میرود، شکست خورده تلقی کرد. تغذیه ناکافی در مواردی همچون تغذیه دوران بارداری مادران، یا دوران رشد نوزاد برای تکامل مغز ضروری است. این موضوع پایه و اساس رشد مهارتهای شناختی، حرکتی و اجتماعی و…انسانهااست.
- اهمیت سیستمهای تغذیه خانوار(نوزاد، کودک، جوان، میانسال و…)
- غذاهای کمکی در اوایل کودکی (کیفیت و تنوع رژیم غذایی) شیوه تغذیه دوران کودکی، نوجوانی و کنترل وزن افراد میانسال با هدف جلوگیری از اضافه وزن و…
دستیار هوشمند صوتی در صنعت خردهفروشی سوپرمارکتها، هایپرمارکتها، داورخانهها، بوتیک و…
دستیار هوشمند صوتی به عنوان نرمافزار مبتنی بر، ابر در فروشگاههای خردهفروشی، سفارش مشتریان را با احراز هویت(صوت)کدینگ میکند، سپس براساس الگوریتمهایی(سلیقه، قدرت خرید و سایر جزییات)تجربه مشتریان را به عنوان داده شناسایی میکند، نصب نرمافزار در هزاران فروشگاه خردهفروشی و جمعآوری دادههای مشتریان از طریق توپولوژی شبکههای دیجیتال منطقهای (جزییات شبکهها در ادامه) آنالیز دادههای خام براساس جمعیتشناسی، امکان شناسایی نیازهای شخص، خانواده، محله، شهر، استان و کشور صادراتی را ممکن میسازد. به علاوه نرمافزار امکان تشخیص مشتریان محلی به عنوان مشتریان دائمی فروشگاه از مشتریان رهگذر را دارد، با شناسایی موارد تغذیهای مشتریان بستر تعاملات عرضه و تقاضا افزایش مییابد، ارائه مشاوره پوست و مو، مشاوره رژیم غذایی و تغذیه وانواع مشاوره و فرصتهای جدید به مشتریان و … مبتنی بر هوش مصنوعی ارائه خواهد شد.
همکاری صنایع غذایی، دارویی جهت غنیسازی محصولات موجود یا تولید محصولات جدید مطابق با نیازهای گروهی شهروندان (غذاهای بستهبندیشده، لبنیات، کنسروجات، فرآوردههای گوشتی و…)
بهبود سواد غذایی و دسترسی به صنایع غذایی غنی شده، کمکی به تغذیه مناسب خانوار برای غلبه بر چالشهایی همچون سوءتغذیه، ناامنی غذایی در شکل ملی و منطقهای که اساس تشخیص داده شده است. نقش تولیدکنندگان کشور و پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی برای هدایت نوآوریها، ابتکارات، ارزیابی سواد غذایی و کمک به تغذیه مناسب خانوار مهم تلقی میشود.
تعبیه یک دستگاه قدسنج و توزین دیجیتال(ترازو) در مبلمان یا یخچال مبتنی بر اینترنت اشیا IoT امکانی به خانوار است تا مسائل تغذیهای، سلامت، اضافه وزن، تناسب اندام اعضای خانواده را کنترل کنند و با دریافت مشاوره تغذیه مبتنی بر هوش مصنوعی به سلامت خانواده پیشگیری را اساس قرار دهند. طراحی لوازم خانگی هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیا در سطوح مختلف، جهت دسترسی اکثریت خانوادهها با مدلهای مطالعه شده ضروری است. محصولات هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیا به منبع درآمدزایی مستمر تولیدکننده تبدیل خواهند شد. تنها راهکار رشد تولید و تجارت کشور تبدیل داراییهای دیجیتال و نامشهود و تسریع در نقدشوندگی است.
استفاده از تکنیکهای انجمنی و زنجیرهای، جامعهشناسی اینترنت اشیاIoT امکان ایجاد شبکهای از دستگاههای متصل (مبل، یخچال، شیرآلات ساختمان، درب و پنجره، سیستم گرمایشی، سرمایشی و..) حسگرها متصل به هم ایجاد خواهد شد که از طریق نرمافزارها نظارت و بهینهسازی میشوند، اینترنت اشیا، اینترنت صنعتی اشیا، اینترنت کشاورزی، اینترنت رسانه، اینترنت انسان نقش مهمی در خلق ارزش در شبکههای چند کاناله دارند، به علاوه اساس تبدیل کارخانههای سنتی به کارخانههای هوشمند است. جریان اصلی بازاریابی طی یک قرن گذشته معمولا بر این فرض بنا شده که بازارها فضایی خارج از کنترل و از قبل تعریف شده است که شرکتها با هدف کشف فرصتها وارد زمینهای با ساختاری پیچیده و لایهای از پیش تعیین شده میشوند تا براساس الزامات محیط تجاری، واکنش نشان دهند.
ساختارهای فناورانه دنیای جدید، دیدگاه نئوکلاسیکی از بازارها، یعنی اینکه بازارها زمینههای از پیش موجود هستند را زیر سوال میبرد و با تعریف جدید، بازارها را به عنوان موجودیتهایی معرفی میکند که توسط بازیگران مختلف کارپردازی و بازنمایی میشوند، جایی که امکان خلق ارزش بسیار ….
در نتیجه تغییرات از بازارهای متعارف به بازارهای دیجیتال (پلتفرمهای اقتصاد اشتراکگذاری، پلتفرمهای دیجیتال و اقتصاد دایرهای و…)مبتنی بر مدلهای جدید کسبوکار که با توصیف نقش کاربران و عملکرد پلتفرم دیجیتالی ارائه میشوند مبنایی برای توسعه مدلهای جدید خلق ارزش که نسبت به مدل کسبوکار متعارف خلق ارزش در آن بسیار متفاوت است.مدلهای کسبوکار بازار دیجیتال و بلوکهای سازنده آن برای مدلسازی بازاهای دیجیتال هزینههای تولیدکنندگان را به شکل قابلتوجهی کاهش خواهد داد، بهرهوری و کارایی را افزایشی خواهد کرد و برای تولیدکنندگان و مشتریان علاوه بر تامین کالا/خدمات باکیفیت و مقرونبهصرفهتر نسبت به رقبا امکان خلق هم آفرینی ارزش را فراهم میکند. یعنی سمت عرضه و سمت تقاضا علاوه بر ارزش مبادله کالا، خلق ارزش مازاد ….
منبع: جهان صنعت
- تحول دیجیتال نقش اساسی در اقتصاد، کسبوکار و صنعت




